امروز : 31 شهريور 1398
top
top
top
top
top
ایمیل
اشتراک
کوچک
فونت
بزرگ
کدخبر:2299
تاریخ انتشار:چهارشنبه 30 فروردين 15:58

خانواده‌ها تمایل کمتری به فرزندآوری دارند/ باروری کم تنها در یک نسل، در آینده آثار فلج‌کننده دارد.

2تا کافی نیست

"تحلیل اطلاعات جمعیتی که از طریق سرشماری به دست می‌آید، سیاست‌گذاران را در برنامه‌ریزی‌های‌شان کمک می‌کند. اگر این تحلیل‌ها با خطا همراه باشد، قطعاً در برنامه‌ریزی‌ها نیز مشکلاتی ایجاد می‌شود و جامعه از نظر جمعیتی به سمتی که باید، نمی‌رود". این، مضمون بخشی از صحبت‌های دکتر محمدجواد محمودی، جمعیت‌شناس و رییس کمیته مطالعات و پایش سیاست‌های جمعیتی شورای عالی انقلاب فرهنگی است. در این ویژه‌نامه و در راستای بررسی آخرین آمار ارائه‌شده در سرشماری نفوس و مسکن 1395، با ایشان به گفت‌و‌گو نشستیم تا تحلیلشان را از وضعیت جمعیتی کشور جویا شویم.
 
لطفاً در ابتدا در مورد نتایج سرشماری سال 95 مروری کلی بفرمایید.
براساس نتایج سرشماری سال 95 و برخلاف گزارش‌ها و پیش‌بینی‌های انجمن جمعیت‌شناسی و مؤسسه مطالعات جامع و تخصصی جمعیت که به مقامات نظام هم ارائه شده و در آن ادعا شده‌ بود که نرخ رشد جمعیت در سال‌های آینده بی‌گمان مثبت و افزایشی خواهدبود، باید گفت براساس پیش‌بینی‌های دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی متأسفانه نرخ رشد جمعیت کشور همچنان روند کاهشی را نشان می‌دهد. البته این گزارش‌های هدفمند و ادعاهای نادرست و غیرکارشناسانه که در پی القای خوش‌بینی‌های کاذب، ارائه نشانی‌های غلط جمعیتی و ایجاد امیدواری‌های موهوم به مسؤولان و مردم است، در جای خود قابل تأمل و پیگیری است.
 
در سرشماری سال 1395 دیدیم که نرخ رشد جمعیت از 1.29 درصد در سال 1390 در ادامه کاهش دائمی در سه دهه گذشته، در سال 1395 به عدد 1.24 تنزل پیدا کرده و لذا همچنان روند کاهشی داشته ‌است که به این ترتیب پیش‎بینی‎های رشد صفر درصد در آینده نه چندان دور، امکان تحقق خواهد داشت. 
 
متأسفانه باید گفت تعداد تولدها در سال 1395 نسبت به سال قبل از آن،‌ برای اولین‌بار پس از 15 سال کاهش پیدا کرده ‌است و برهمین مبنا می‌توان پیش‌بینی کرد که بدون تصویب یک طرح جامع جمعیتی و در فقدان اقدامات جدی حاکمیتی و اعمال مشوق‌های ملموس برای فرزندآوری،‌ نمی‌توان به جلوگیری از روند کاهشی نرخ رشد جمعیت امیدوار بود و این مهم میسور نخواهد بود مگر با عزم و اراده جدی برای تحقق سیاست‎های نوین جمعیتی در همه سیاست‌گذاران، تصمیم‌سازان و به‌ویژه مخاطبان مستقیم نامه مقام‌معظم‌رهبری(مدظله) در ابلاغ سیاست‌های کلی جمعیت که مسؤولان سه قوه و رییس مجمع ‌تشخیص ‌مصلحت را شامل می‌شود.
 
در تحلیل کاهش بعد خانوار باید به افزایش ازدواج‌ها و تشکیل خانوارهای جدید توجه کرد
با توجه به تغییرات جمعیتی، در حوزه خانواده از لحاظ بعد خانوار چه تغییراتی داشتیم؟
در سال 1355 بعد خانوار 5 و در سال 1365، 5.1 بوده؛ یعنی افزایش یافته است. پس از آن با کاهش روبه‌رو بودیم؛ به طوری که در سال 1375، بعد خانوار 4.8؛ در سال 1385، 4؛ در سال 1390، 3.5 و در سال 1395، 3.3 شده است. این تغییرات نشان می‌دهد که بعد خانوار کوچک شده است. در تحلیل کاهش بعد خانوار باید به افزایش ازدواج‌ها و تشکیل خانوارهای جدید نیز اشاره کرد. دخالت مراجع مذهبی، دخالت دولت‌ها، شهرنشینی، افزایش سواد زنان، اشتغال زنان، توسعه اقتصادی - اجتماعی بخشی از علل کاهش باروری است که در نهایت منجر به کوچک شدن بعد خانوار شده است.
 
مراجع مذهبی به چه شکل در این امر دخالت داشتند؟
تا پیش از سال 1368 مراجع مذهبی اعتقادی به کم کردن تعداد فرزندان نداشتند اما پس از آن‌که کارشناسان مربوطه در مورد رشد زیاد جمعیت به مقامات تذکر دادند و در سال 1372 قانون تنظیم خانواده تصویب شد، بسیاری از مراجع مذهبی به میدان آمدند و این قانون را پذیرفتند ولی در عین حال بسیاری از مراجع هم بودند که از ابتدا مخالف کنترل جمعیت بودند. اما با این حال چون قانون تصویب شده بود، آن‌ها مخالفت خود را علنی نکردند.
 
تمایل کمتر خانواده‌ها به فرزندآوری 
تغییرات توزیع نسبی خانوارها بر حسب تعداد افراد خانوار به چه دلیلی است؟ برخی معتقدند افزایش خانواده‌های هسته‌ای و کاهش خانواده گسترده منجر به بروز این اتفاق شده است.
این اتفاق برای الان نیست و روندی است که از گذشته شروع شده است. اما آن‌چه درباره سرشماری‌های اخیر می‌توان گفت این است که وقتی باروری کم می‌شود، به‌تبع آن تعداد فرزندان خانوده‌ هم کم می‌شود. این موضوع دقیقاً به کاهش تعداد فرزندان خانوارها برمی‌گردد. خانوار تک‌نفره در سال 1385، 5.2 درصد؛ در سال 1390، 5.1 درصد و در سال 1395، به 8.5 درصد است. خانوارهای دونفره در سال 1385، 15.3درصد؛ در سال 1390، 18.4 درصد و در سال 1395، 20.7 درصد شده است. خانوارهای سه نفره و چهار نفره نیز افزایش یافته، اما خانوارهای پنج نفره و بیشتر کاهش داشته است. این ارقام صرفاً به معنای این نیست که در این مقطع 10 ساله تعداد خانوار گسترده کاهش یافته؛ بلکه این تحولات از 20 یا 30 سال پیش شروع شده است.
 
زمانی که در استان تهران باروری به 1.4 فرزند به‌ازای هر زن و در شهر تهران 1.1 فرزند به ازای هر زن می رسد، نمی‌توان گفت دلیل تغییرات توزیع نسبی خانوارها، کم شدن خانواده‌های گسترده و افزایش خانواده‌های هسته‌ای است. این موضوع نشان می‌دهد که خانواده‌ها تمایل کمتری به فرزندآوری دارند.
 
تجرد قطعی، طلاق و افزایش زنان سرپرست خانوار؛ سه عامل افزایش خانه‌های مجردی
مطابق سرشماری می‌بینیم که رقم خانواده‌های تک‌نفره به شدت در حال افزایش است که به تعبیری می‌توان گفت خانه‌های مجردی رو به افزایش است. تحلیل‌تان از این روند چیست؟
تجرد قطعی، طلاق و افزایش زنان سرپرست خانوار سه عامل مهم تأثیرگذار در این زمینه است. نمی‌توان همه خانواده‌های تک‌نفره را به خانه‌های مجردی نسبت داد. زیرا این خانه‌ها هنوز آن‌قدر گسترده نشده است. ممکن است چنین مواردی در شهرهای بزرگ دیده شود.
 
هر خانه مجردی را نمی‌توان آسیب تلقی کرد
پس به این افزایش خانواده‌های تک‌نفره نمی‌توان به عنوان آسیب نگاه کرد؟
باید جزئیات این آمار منتشر شود تا ببینیم اجزایش کدام است؛ زیرا هر خانه مجردی را نمی‌توان آسیب تلقی کرد.
 
گروهی هم معتقدند افزایش سن امید زندگی زنان، منجر به افزایش خانوارهای تک‌نفره شده است. نظر شما در این خصوص چیست؟
بله؛ در واقع این موضوع، نشانه زنانه شدن سالمندی است.
 
زنانه شدن از مهم‌ترین جنبه‌های پدیده سالمندی است
یعنی به نظر شما در آینده زنانه شدن سالمندی می‌تواند تبدیل به آسیب شود؟
زنانه شدن سالمندی به معنای افزایش سهم زنان سالمند نسبت به مردان سالمند در جمعیت کشور است که یک مشکل است و باید برای آن فکر کرد. زیرا زنان آسیب‌پذیرترند و منبع درآمدی ندارند و وابسته به همسران‌شان بودند. از طرفی در ایران به‌طور طبیعی زنان بیشتر از مردان عمر می‌کنند و در زمان ازدواج هم کوچک‌تر از شوهران‌شان هستند، چند سال آخر عمر را زنان باید به‌طور طبیعی تنها زندگی کنند. این موضوع می‌طلبد که فکری اساسی به حال‌شان کنند. زنانه شدن سالمندان بحثی جدی است. زنانه شدن از مهم‌ترین جنبه‌های پدیده سالمندی است.
 
افزون بر این، به موازات افزایش درصد زنان سالمند، سهم زنان سرپرست نیز رو به افزایش است، به‌طوری‌که طبق سالنامه آماری کشور سهم خانواده‌های زن‌سرپرست از حدود 7 درصد در سال 1365 به 8.4 درصد در سال 1375 رسیده و از 9.46 درصد در سال 1385 به حدود 12 درصد در سال 1390 افزایش یافته است. حال به دلیل مطابق نبودن قوانین با شرایط جدید و مقاومت برخی عناصر فرهنگی در مقابل تغییراتی که زندگی خانوادگی سالمندان را تغییر داده است، شرایط نابرابری بر زندگی زنان سالمند حاکم شده است؛ به شکلی که آن‌ها را حتی در برآورده کردن نیازهای اولیه زندگی مثل مسکن و سرپناه ناتوان کرده است. همچنین به لحاظ سلامت جسمانی، سلامت روانی و سلامت اجتماعی سالمندان زن نسبت به سالمندان مرد در سطح پایین‌تری قرار می‌گیرند.
 
در بحث‌های جمعیتی، سالخوردگی به‌ویژه زنان سالمند، موضوعی مهم در برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری جمعیتی کشورهاست. ازاین‌رو تصمیم‌گیران می‌توانند برای مقابله با عواقب ناگوار این مسأله و آمادگی ارائه خدمات به این گروه خاص در کشور، سیاست‌ها و برنامه‌هایی را تدوین یا در سیاست‌های موجود تجدیدنظر کنند.
 
کاهش رشد جمعیت در روستاها بیشتر است
آقای دکتر! نتایج سرشماری نشان می‌دهد که تفاوت بعد خانوار شهری و روستایی هم بسیار کم شده است. دلیل آن را چه می‌دانید؟
کاهش فرزندآوری پدیده‌ای فراگیر است. نمی‌توان گفت در روستاها هنوز تعداد فرزندان زیاد و در شهرها کم است. کاهش رشد جمعیت در روستاها بیشتر است. بنابراین می‌توانیم بگوییم حتی رشد جمعیت شهری بیشتر از رشد کلی جمعیت و رشد جمعیت روستایی است.
 
دلیل آن چیست؟
افزایش رشد جمعیت شهری به دلیل مهاجرت از روستا به شهر است. کاهش نرخ رشد در روستاها هم به دلیل این است که مهاجرفرست هستند. آن‌چه به‌طور طبیعی در کل کشور رخ می‌دهد، روند کاهش رشد جمعیت است. در بررسی تعداد فرزندان به ازای هر زن که یکی از معیارهای اصلی برای بررسی تحولات جمعیت است، می‌بینیم این آمار در شهر و روستا چندان فرق نمی‌کند و هم‌گرایی اتفاق افتاده است. هر اتفاقی در تهران رخ دهد، به سرعت به شهرهای دیگر نیز منتقل می‌شود.
 
در گذشته هم چنین بوده یا اتفاقی است که در دهه‌های اخیر رخ داده است؟
در گذشته که بحث‌های توسعه و ارتباطات جمعی کم بود، این اتفاق به سرعت رخ نمی‌داد. زیرا تا تحولات به نقاط دیگر برسد، زمان زیادی باید سپری می‌شد. همه این تحولات را می‌توانیم در رشد و توسعه جوامع ببینیم. هر جامعه‌ای که با رشد و توسعه مواجه شده، به‌طور طبیعی نرخ رشد جمعیت و نرخ باروری‌ آن کم شده است.
 
اگر نرخ باروری زیر حد جانشینی بماند، در آینده نرخ رشد جمعیت کمتر خواهد شد
نرخ رشد جمعیت نسبت به گذشته چه تغییراتی داشته و آیا با این روند به بحران جمعیتی می‌رسیم؟
نرخ جانشینی به طور کلی برای کشورهای توسعه‌یافته 2.1 است. برای کشورهای در حال توسعه مثل ایران، هر زن باید حدود 2.3 فرزند به دنیا بیاورد تا حداقل یک دختر جایگزین خود بکند. پس اگر نرخ باروری زیر حد جانشینی بیاید، باعث می‌شود که در بلندمدت نرخ رشد جمعیت کم شود. نرخ باروری کشور ما از سال 1379 به بعد یعنی حدود 18 سال پیش، زیر حد جانشینی آمده است. بنابراین زمانی که نرخ باروری زیر حد جانشینی باشد، نرخ رشد جمعیت به سمت صفر می‌رود. این‌که گفتم تحولات جمعتی مطابق پیش‌بینی ما اتفاق افتاده، برای این است که در سال‌های اخیر نرخ باروری زیر حد جانشینی بوده است، بنابراین انتظار کاهش نرخ رشد جمعیت را داشتیم. اگر نرخ باروری زیر حد جانشینی بماند، شک نکنید که در آینده نرخ رشد جمعیت از این رقم نیز کمتر می‌شود.
 
به نظر شما کاهش باروری در ایران موقتی است یا بر اساس سیاست‌ها، در آینده افزایش باروری خواهیم داشت؟
رویکرد متداول در نظریه انتقال جمعیتی این است که باروری به سطح جایگزینی (2.1 فرزند به ازای هر زن) می‌رسد و در آن سطح باقی می‌ماند. با سطح باروری در حدود سطح جانشینی، یک تعادل نسبی بین تولدها و مرگ‌‌ها برقرار می‌شود و رشد جمعیت به‌تدریج به حدود صفر می‌رسد. چنین جمعیتی به‌خاطر کاهش آهسته مرگ‌و‌میر، به کندی پیر می‎‌شود و مشکل پیر شدن با این حقیقت که تعداد افراد در سن کار افت نمی‌کند، متعادل می‌شود. 
 
باروری بسیار کم تنها در یک نسل، در آینده آثار فلج‌کننده دارد
با این حال کاهش باروری تقریباً در همه کشورها وقتی به سطح جایگزینی می‌رسد، متوقف نمی‌شود و به شکل پیوسته‌ای کم شدن آن ادامه خواهد داشت. در موارد حاد، مثل کره جنوبی، کاهش باروری به سرعت، به میزان تقریباً نصف سطح جایگزینی افت کرده است. در شهرهای بزرگ چین مثل شانگهای، باروری به میزان 0.7 تولد به ازای هر زن تخمین زده شده است. این‌ها سطوح پایین باروری‌اند که اگر برای هر دوره زمانی برقرار شوند، آثار مخربی بر ساختار سنی خواهند داشت. به عبارت ساده، اگر باروری نصف میزان جایگزینی باشد، حدود یک کودک به ازای هر زن، تعداد نسلی که امروز متولد می‌شود (نسل اول)، تنها نصف تعداد نسل والدین (نسل امروزی) است و نسل سوم تنها 60 سال پس از نسل اول متولد می‌شود و یک‌هشتم نسل امروزی را دارد. چنین جمعیتی در مسیر انقراض نسلی است. باروری بسیار کم تنها در یک نسل، روی اندازه و ساختار سنی نیروی کار آینده برای اقتصادی که تلاش می‌کند جمعیت به سرعت پیرشده‌اش را حمایت کند، آثار فلج‌کننده دارد. 
 
کاهش باروری در ایران موقتی و زودگذر نیست
شواهد تاریخی جمعیت‌شناسی از کاهش باروری در جوامع مختلف، نشان می‌دهد که کاهش باروری در ایران یک پدیده موقتی و زودگذر نیست. نشانه‌های باروری پایین زیر سطح جایگزینی در اواخر سال 1960 در بسیاری از کشور‌های پیشرفته و در اوایل سال 2000 در ایران آشکار شد. در طول سال‌های متمادی، بسیاری از جمعیت‌شناسان بر این باور بودند که پیدایش باروری زیر سطح جایگزینی پدیده‌ای موقتی در اقتصادهای پیشرفته است که با ایجاد تغییرات در زمان تولد بچه‌ها ایجاد می‌شود. در دوره تأخیر در بچه‌زایی، نرخ باروری مقطعی کاهش خواهد یافت. اگر تولد‌ها در سنین بالاتر زوجین با تأخیر رخ دهند، می‌توان انتظار داشت میزان باروری بالا رود. 
 
در دهه 1980 و 1990 جمعیت‌شناسان اندازه‌گیری باروری مقطعی را گسترش دادند که به شکل اجتناب‌ناپذیری نشان می‌دادند که سطح واقعی باروری از سطح فعلی در کشورهای با باروری کم، بالاتر است. هنگامی که زمان سپری شد و افزایش مود انتظار در باروری رخ نداد، سطوح تخمینی این میزان‌های موقت باروری، به طرف پایین اصلاح شدند و مورد بازبینی قرار گرفتند. برخلاف فرضیه روش‌های موقتی (cross sectional) اثبات شد که تولد‌های با تأخیر بنا دارند که هرگز رخ ندهند. تقریباً تمام اقتصادهای پیشرفته پدیده تأخیر در بچه‌زایی را تجربه کرده‌اند ولی همه آن‌هایی که میزان‌های باروری بالای 1.5 تولد به ازای هر زن را دارند، جوامعی هستند که شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن‌ها به طرف حمایت از خانواده هدایت شده است. حدود نیم قرن است که میزان باروری در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته زیر سطح جایگزینی باقی مانده و حالا هم به شکل قابل توجهی زیر سطح جانشینی است. حتی با وجود این واقیت درک‌شده که زاد و ولد بسیار پایین، ضرورتاً یک پدیده موقتی نیست، دولت‌های اروپایی در انتخاب سیاست‌ها و راهکار‌های مناسب برای حمایت از داشتن فرزندان، به کندی عمل کرده‌اند.
 
یادداشت

chapta
استفاده از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلا مانع است