امروز : 24 آذر 1396
top
top
top
top
top
ایمیل
اشتراک
کوچک
فونت
بزرگ
کدخبر:2421
تاریخ انتشار:سه شنبه 10 مرداد 11:00

یک جنایت ساده!!

روایتی براساس واقعیت: ...به یکی از بیمارستان های تخصصی زنان مراجعه کردم و پنج روزی بستری شدم. طی این مدت با موارد جالب و قابل تاملی برخورد کردم، که روایت آنها خالی از لطف نیست.

2تا کافی نیست

خانمی جوان می گفت: درماه چهارم از بارداری، متوجه شدم که بچه مرده و الآن برای سقط به بیمارستان آمده ام. 
گفت: هفت سال است که ازدواج کرده ام. دوسال پیش، متوجه شدم که باردارم. چون سرکار می رفتم و بدون برنامه قبلی باردار شده بودم، با موافقت همسرم بچه را از طریق غیر قانونی سقط کردیم. حالا بعد از دوسال، برای بچه دار شدن اقدام کردیم که متوجه شدم، جنین مرده و این را هم باید سقط کنم. با ناراحتی و تعجب از آن زن پرسیدم: یعنی بعد از گذشت پنج سال از ازدواجت، خدا به شما فرزندی عطا کرد و تو به همین راحتی تصمیم به کشتن آن گرفتی؟! 
باز هم حرف های تکراری که: سر کار می رفتم، اوضاع اقتصادی ایده آل نداشتیم، ناخواسته بود و... 
روزهای بعد، آن خانم در میان حرف هایش گفت: من باید سالی چندتا مانتو بخرم، چون خیلی زود لباس هایم از چشمم می افتند. الآن هم کمدم پر شده از لباس هایی که خریده ام! 
 
آن زن حاضر بود که سالانه مبلغ زیادی را خرج هزینه های غیر ضروری کند ولی ...
 
معتقدم بیشتر از فقر، فرهنگ مصرف گرایی و تجملات است که بچه های بی گناه را می کشد، وگرنه معمولا «وجدان سالم فقرا» به آنها اجازه انجام جنایتی مثل سقط جنین را نمی دهد!
 
«وَ ما مِنْ دَابَّة فِی الأَرْضِ إِلاّ عَلَى اللّهِ رِزْقُها ...» (سوره هود، آیه 6)
«هیچ جنبنده اى در روی زمین نیست مگر این که روزى او برعهده خداست!...»

 

 

یادداشت

chapta
استفاده از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلا مانع است